معرفی دوره
اصول فقه
در پهنهی بیکران معارف اسلامی، گام نهادن در مسیر اجتهاد و استنباط احکام، نیازمند نقشهای راهنماست که ریشه در قرون و اعصار داشته و گویای مجاهدتهای بیبدیل فحول شیعه باشد. بسیاری از پویندگان طریق فقاهت، سالیان متمادی را در پیچ و خم اصطلاحات فنی سپری میکنند، بیآنکه بدانند هر قاعدهی اصولی در کدام بستر تاریخی نطفه بسته و در تقابل با کدام مکتب رقیب صیقل خورده است. آگاهی از سیر تاریخی و تحولات این دانش، نهتنها یک ضرورت علمی، بلکه «گرمش کردنی» حیاتی برای ورود به عرصهی درس خارج است؛ چرا که بدون درک پیشینه، ذهن دانشجو تنها انباشته از اقوالی گسسته خواهد بود که پیوند میان آنها را نمیشناسد.
دوره آموزشی حاضر که به تدریس کتاب «تاریخ تطور علم اصول» توسط حجتالاسلام امینیخواه اختصاص یافته است، با رویکردی مکتبشناسانه و تحلیلمحور، میراث دوازدهقرنهی دانش اصول را از عصر حضور ائمه (ع) تا دوران معاصر واکاوی میکند. این دوره تنها به بازخوانی وقایع نمیپردازد، بلکه با کالبدشکافی اندیشههای بزرگانی چون شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و نوابغ مکتب حله همچون محقق و علامه حلی، فونداسیون ذهنی لازم برای فهم دقیق حلقات شهید صدر و سایر متون عالی اصولی را فراهم میآورد. در این مسیر، مخاطب با تطور مفاهیم بنیادینی چون حجیت خبر واحد، بنای عقلا و دلیل عقل آشنا شده و درمییابد که چگونه این «ماشینِ علم اصول» قطعه به قطعه در طول تاریخ تکامل یافته تا به دست ما رسیده است.
این دوره آموزشی با نگاهی کارکردگرایانه، خلأهای جدی موجود در نظام آموزشی حوزوی را هدف قرار داده است. یکی از اصلیترین اهداف کاربردی در تدریس کتاب «تاریخ تطور علم اصول»، ایجاد توانمندی در دانشجو برای «تحریر محل نزاع» در مسائل پیچیده است؛ مهارتی که به فقیه اجازه میدهد ریشهی کلامی یا فلسفی یک بنبست فقهی را در اعماق تاریخ شناسایی کرده و با ابزارهای متناسب، آن را بگشاید. همچنین، این دوره با تبیین شمع الفقاهه و ذائقه فقهی، به دنبال انتقال ملکهای است که در اثر انس دائم با کلام معصوم و روشهای قدمای اصحاب حاصل میشود؛ ملکهای که مجتهد را قادر میسازد حتی بدون رؤیت سند، اصالت یک مضمون را با خطوط کلی کتاب و سنت تطبیق دهد. هدف دیگر، کاربردیسازی اصول در مواجهه با مسائل مستحدثه و عرصههایی چون فقه رسانه و فقه سیاسی است؛ جایی که با استفاده از قواعدی نظیر تنقیح مناط و مقاصد شریعت، میتوان پاسخهای دینی را از دل نصوص کهن برای نیازهای دنیای مدرن استخراج کرد. این دوره به دانشجو میآموزد که چگونه با نگاهی رویکردگرا، به جای غرق شدن در انبوه اقوال فلهای، هندسهی کلی مکاتب را درک کرده و ده سال در مسیر اجتهاد پیش بیفتد.
طلاب سطوح عالی حوزه که در آستانهی ورود به درس خارج اصول و فقه هستند.
دانشپژوهان رشتههای حقوق و الهیات که به دنبال ریشهیابی منطقی و تاریخیِ قواعدِ حقوقیِ اسلام میباشند.
محققانی که در حوزهی فلسفه زبان و هرمنوتیک فعالیت میکنند و مایل به مقایسهی این علوم با مباحث الفاظ در اصول شیعه هستند.
علاقهمندان به تاریخ اندیشه و سیر تحولات فکری در تمدن اسلامی.
فعالان عرصهی فقه حکومتی و رسانهای که نیازمند استخراج قواعد کلی از نصوص برای مدیریت جامعه هستند.
پس از گذراندن این دوره، دانشپژوه به درکی جامع از ادوار هشتگانه علم اصول دست مییابد و قادر خواهد بود مرزهای میان مکتب بغداد، حله، نجف و قم را به دقت ترسیم نماید. او خواهد آموخت که چگونه مبانی کلامی نظیر قاعده لطف یا حسن و قبح عقلی بروندادهای فقهی را دگرگون میکنند و در مواجهه با تعارض روایات، از ۳۷ مرجحِ تخصصیِ علامه حلی بهره ببرد. از دیگر دستاوردها، توانایی نقد و بررسی جریان اخباریگری و شناخت برکات و آسیبهای آن در تاریخ تشیع است. دانشجو همچنین یاد میگیرد که چگونه با تکیه بر اصالت الظهور و فهم عرفی زمان معصوم، به تفسیر فقهی قرآن بپردازد و فراتر از «آیاتالاحکام» سنتی، از نظاموارهی قرآنی برای استنباط بهره گیرد.
روششناسی مکتب بغداد: واکاوی اندیشههای شیخ مفید به عنوان مؤسسِ تدوینِ جامع، سید مرتضی و نوآوریهای او در بحث خطاب و استعمال، و شیخ طوسی به عنوان معمارِ کمال و استقلالِ اصولِ شیعه.
مهندسیِ معکوسِ مکتب حله: تحلیل دقیقِ تحولاتی که ابنادریس با شکستنِ طلسمِ تقلید آغاز کرد و محقق و علامه حلی با ورودِ منطق، ریاضیات و مباحثِ مشتق به اوج رساندند.
مقاصد شریعت و ضروریات خمس: یادگیری نحوهی بازگرداندن تمام احکام به پنج رکنِ حفظِ نفس، دین، عقل، نسب و مال در اندیشهی شهید اول.
هرمنوتیک و فلسفه زبان: بررسی تفاوتِ نص و ظاهر، مراتبِ تأویل، و تقسیمبندیهای نوینِ وضع (عام و خاص) در کلامِ صاحب معالم.
نزاع خونین اصولی و اخباری: کالبدشکافیِ حملات ملا محمدامین استرآبادی به اجتهاد، نفیِ ظواهر قرآن، و پاسخهای متفکرانی چون فاضل تونی و شیخ حسین کرکی.
قواعد فقهی و تداخل اسباب: شناخت ریشههای قواعدی چون تداخل اسباب، تجزی در اجتهاد و تسامح در ادله سنن.
تعادل و تراجیح پیشرفته: آشنایی با ۱۵ نوع تعارض و مرجحاتِ دهگانهی روایی برای خروج از تحیر در مقام عمل.
ملکه قدسیه و روحالقدس: تبیین جایگاهِ طهارتِ نفس و افاضاتِ الهی در فرآیندِ استنباط و رسیدن به مقامِ اجتهاد واقعی.
آنچه تدریس کتاب «تاریخ تطور علم اصول» توسط حجتالاسلام امینیخواه را از دیگر نمونههای مشابه متمایز میسازد، عبور از سطحِ خشکِ «نقل قول» و رسیدن به عمقِ رویکردگرایی است. استاد در این جلسات، به جای انباشتن ذهن مخاطب از جزئیاتِ فرسایشی، «مزهی دهان» و فضای فکری هر اصولی را ترسیم میکند؛ به گونهای که دانشجو پس از مدتی میتواند پیشبینی کند که فلان فقیه در فلان بنبست، با توجه به مبانیاش چه واکنشی نشان خواهد داد. تمایز دوم در جامعیتِ میانرشتهای است؛ پیوند زدن مباحث اصولی با فلسفه زبانِ غرب (هرمنوتیک)، روانشناسیِ رفتار و جامعهشناسیِ تمدن، به اصول فقه جانی دوباره میبخشد و آن را از حالتِ انتزاعی خارج میکند.
ساختار جلسات بر مبنای تطبیق و تمرین بنا شده است. استاد با مطرح کردن مثالهای زنده و گاه چالشبرانگیز (مانند حکمِ حضور در پلتفرمهای دشمن یا شخصیت حقوقی)، قواعدِ کهن را در ترازوی نیازهای معاصر قرار میدهد. همچنین، استفاده از منابع اصیل نظیر الذریعه، العده، المعالم و القواعد، در کنارِ تحلیلِ نظاممندِ ادوار دکتر گرجی و دانشنامه اصولیان، غنای علمیِ بینظیری به این دوره بخشیده است. این دوره، نه صرفاً یک کلاس تاریخ، بلکه یک «کارگاهِ فقاهت» است که با ترکیبِ دقتِ متکلمان و شهودِ عارفانی چون ملا محسن فیض، پوینده را به سمتِ ملکه قدسیهی استنباط هدایت میکند.

تعداد دانشجو
۵۴۸
مدت دوره
۰ : ۲۹ : ۳۷
امتیاز (۳ نفر)
۵ از ۵
بارگذاری شده
% ۵۰